Hoppa till innehåll
Home » چالش‌های تلفظی تکیه واژگانی در زبان انگلیسی: بررسی تلفظ گویشوران فارسی دری

چالش‌های تلفظی تکیه واژگانی در زبان انگلیسی: بررسی تلفظ گویشوران فارسی دری

  • av

نویسنده: شوکت علی نظری، لیسانس زبان انگلیسی و روانشناسی و دانشجوی ماستری نسل‌کشی در دانشگاه اوپسالا- سویدن

از آنجا که زبان انگلیسی به‌صورت بین‌المللی مورد استفاده قرار می‌گیرد، بسیاری از افراد در سراسر جهان تمایل دارند این زبان را یاد بگیرند. با این حال، صحبت کردن به زبان انگلیسی ساده نیست، زیرا عوامل متعددی از جمله زبان مادری گویندگان (L1) و نظام آهنگین (prosodic system) زبان انگلیسی می‌توانند بر تلفظ آن‌ها تأثیر بگذارند.

شوکت علی نظری در سال ۲۰۲۴ به بررسی نحوه استفاده گویشوران فارسی دری از تکیه واژگانی (word stress) در زبان انگلیسی پرداخته است.

در این مطالعه، ۲۰ شرکت‌کننده بزرگسال با زبان مادری فارسی دری انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان دارای سطح مهارت ۶ انگلیسی سویدت که با آیلتس هم‌سطح می‌باشد بودند. شرکت‌کنندگان ۴۰ واژه انگلیسی از پیش انتخاب‌شده را می‌خواندند، در حالی که صدای آن‌ها ضبط می‌شدند. واژه‌های انتخاب‌شده به طبقات مختلف واژگانی تعلق داشتند: ۲۰ فعل و ۲۰ اسم. این واژه‌ها شامل ۲۰ کلمه دوهجایی و ۲۰ کلمه سه‌هجایی با جایگاه‌های متفاوت «تکیه» (stress) اصلی بودند.

برای تعیین هجای برجسته، از نرم‌افزار PRAAT با بررسی طیف‌نگار (espectrogram) و شکل موج (waveform) صدای ضبط‌شده استفاده شدند. همچنین، برای بررسی معنادار بودن تفاوت‌ها بین دسته‌ها از آزمون کای‌-دو (Chi-square) استفاده گردید.

نتایج نشان داد که شرکت‌کنندگان در تلفظ کلمات سه‌هجایی نسبت به کلمات دوهجایی با دشواری بیشتری مواجه بودند. آن‌ها در به‌کارگیری تکیه واژگانی در اسم‌ها نسبت به افعال موفق‌تر بودند، اما این تفاوت‌ها از نظر آماری معنادار نبود. همچنین نتایج نشان داد که شرکت‌کنندگان تمایل داشتند عادت‌های زبان مادری خود را منتقل کنند و هجای پایانی کلمات را برجسته‌تر تلفظ کنند.

این مقاله بخشی از چالش‌های صحبت کردن به زبان انگلیسی را که گویشوران فارسی دری با آن روبه‌رو می‌شوند بررسی کرده است. با مطالعه این مقاله، گویشوران فارسی دری با برخی از این چالش‌ها آگاهی می‌یابند و با آگاهی از آن می‌توانند سریع‌تر بر مشکلات صحبت کردن به زبان انگلیسی غلبه کنند. از همین جهت، خواندن این مقاله هم به آموزگاران زبان انگلیسی و هم به زبان‌آموزان توصیه می‌شود چون هم با ساختار هجایی و هجای برجسته زبان انگلیسی بهتر آشنا می‌شوند و هم به یک تصویر روشن‌تری از ساختار هجایی و سیر توسعه لهجه‌های زبان فارسی در طول تاریخ می‌رسند.

همان‌طور که نتایج نشان داد، تفاوت بین واژه‌های دوهجایی و سه‌هجایی از نظر آماری معنادار بود، اما تفاوت بین هجای اول و دوم در واژه‌های دوهجایی و سه‌هجایی از نظر آماری معنادار نبود. علاوه بر این، تفاوت در به‌کارگیری تکیهٔ صحیح واژه بین فعل‌ها و اسم‌ها نیز از نظر آماری معنادار نبود. با این حال، شرکت‌کنندگان بیشتر از هجای اول، هجای آخر واژه‌های انتخاب‌شده را مورد تأکید قرار دادند. این گرایش می‌تواند به‌عنوان انتقال زبان اول (L1) به زبان دوم (L2) و تداخل زبان اول با زبان دوم توضیح داده شود. بر اساس نظریهٔ رفتارگرایی در یادگیری زبان، این پدیده را می‌توان به‌عنوان بخشی از عادت‌هایی دانست که زبان اول (دری فارسی) هنگام استفاده از زبان دوم یا واژه‌های انگلیسی با خود منتقل می‌کند.
شایان ذکر است که همهٔ شرکت‌کنندگان فقط در واژهٔ «today» تکیهٔ صحیح انگلیسی را به کار بردند. علاوه بر این، تنها دو شرکت‌کننده توانستند تکیهٔ صحیح را در واژهٔ «celebrate» اعمال کنند (نگاه کنید به پیوست E).
نتایج این پژوهش تا حدی با یافته‌های مطالعهٔ Karjo (2016) مشابه است که نشان داد دانشجویان اندونزیاییِ زبان انگلیسی در واژه‌های سه‌هجایی نسبت به واژه‌های دوهجایی با دشواری بیشتری مواجه بودند. این مطالعه نشان می‌دهد که واژه‌های سه‌هجایی ممکن است برای افرادی که انگلیسی زبان اول آن‌ها نیست دشوار باشد، دست‌کم برای گویشوران این دو زبان.
از آنجا که واژه‌های از پیش انتخاب‌شده به‌صورت مجزا ارائه شدند، نتایج نشان داد که شرکت‌کنندگان بین ۴۲٫۵٪ تا ۶۸٫۵٪ تکیهٔ صحیح انگلیسی را به کار بردند. این یافته تقریباً مشابه مطالعهٔ Jaipersong و Pongpairoj (2020) است که نشان داد میزان تکیهٔ صحیح واژه در حالت مجزا برای زبان‌آموزان پیشرفتهٔ تایلندی (L1) برابر با ۶۷٪ و برای زبان‌آموزان متوسط ۵۷٫۷۵٪ بوده است. این امر نشان می‌دهد که شرکت‌کنندگان فارسی دری (L1) و تایلندی (L1) در به‌کارگیری تکیهٔ واژه‌های انگلیسی در حالت مجزا تقریباً در یک سطح عمل کرده‌اند.
همان‌طور که بحث شد، نتایج همچنین نشان داد که شرکت‌کنندگان فارسی دری تمایل داشتند عادت‌های زبان اول خود را منتقل کرده و هجای آخر واژه‌ها را مورد تأکید قرار دهند. با این حال، این تأثیر به اندازهٔ آنچه در فارسی ایرانی در مطالعهٔ Mirzavand (2015) گزارش شده، آشکار نیست.

مطالعه‌ی قبلی
این بخش به برخی از مطالعات قبلی در مورد استرس کلمات انگلیسی اشاره دارد. اولین مطالعه بر روی یادگیرندگان زبان انگلیسی L1 اندونزیایی در اندونزی انجام شد. مطالعه دوم بر روی ده یادگیرنده زبان انگلیسی L1 تایلندی در سطح متوسط و ده یادگیرنده در سطح پیشرفته در تایلند انجام گرفت. مطالعه سوم بر روی یادگیرندگان زبان انگلیسی L1 فارسی در سطح متوسط در ایران انجام شد و مطالعه چهارم بر روی شرکت‌کنندگان L1 فارسی ایرانی در مقطع عالی در هند انجام شد.
کارجو (۲۰۱۶) مطالعه‌ای در مورد استرس کلمات انگلیسی در میان ۳۰ دانشجوی L1 اندونزیایی در یک دانشگاه در اندونزی انجام داد. کارجو (۲۰۱۶، ص. ۱۹۹) ۴۰ کلمه دو سیلابی و ۴۰ کلمه سه سیلابی با مکان‌های مختلف استرس اصلی انتخاب کرد. کلمات به صورت شنیداری به شرکت‌کنندگان ارائه شد و از آن‌ها خواسته شد که کلمات را تکرار کرده و سیلاب‌های استرس‌دار کلمات هدف را پس از شنیدن آن‌ها شناسایی کنند (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۱۹۹). گفتار شرکت‌کنندگان ضبط صوتی شد و از نرم‌افزار تحلیل گفتار برای تعیین سیلاب برجسته در هر کلمه استفاده شد (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۲۰۲). نتایج نشان داد که گروه هدف در اعمال استرس صحیح کلمات با کلمات سه سیلابی نسبت به کلمات دو سیلابی مشکل بیشتری دارد (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۲۰۶). همچنین نتایج نشان داد که عوامل زیادی از جمله زبان مادری شرکت‌کنندگان، طول و ارتفاع صدای حروف صدادار بر توانایی شرکت‌کنندگان در اعمال استرس صحیح کلمات تأثیر می‌گذارد (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۲۰۶). از آنجا که زبان مادری شرکت‌کنندگان، در این مورد زبان اندونزیایی و انگلیسی، از نظر سیستم استرس متفاوت است، برای شرکت‌کنندگان مشکل بود که استرس کلمات انگلیسی را به درستی اعمال کنند (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۲۰۷). از نظر طول صدای حروف صدادار، شرکت‌کنندگان سیلاب‌هایی با حروف صدادار بلند یا دیفتونگ‌ها مانند aɪ را به جای æ استرس گذاشتند و ترجیح دادند بگویند ˈdynamics [ˈdaɪnæmɪks] به جای dyˈnamics [daɪˈnæmɪks] (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۲۰۶). در مورد ارتفاع صدای حروف صدادار، شرکت‌کنندگان سیلاب‌هایی را استرس گذاشتند که شامل حروف صدادار پایین جلو بودند و techˈnique [tekˈni:k] را به صورت ˈtechnique [ˈtekni:k] تلفظ کردند و سیلاب‌هایی را که شامل حروف صدادار بلند بودند، استرس گذاشتند (کارجو، ۲۰۱۶، ص. ۲۰۲).

نتیجه‌گیری
این مطالعه با هدف بررسی تلفظ کلمات دو و سه هجایی انگلیسی توسط شرکت‌کنندگان زبان دری در زبان اول انجام شد. نتایج نشان داد که شرکت‌کنندگان زبان دری در زبان اول در اعمال تأکید کلمات انگلیسی در کلمات دو هجایی نسبت به کلمات سه هجایی مشکل کمتری داشتند. این شرکت‌کنندگان در اعمال تأکید کلمات انگلیسی بر هجای دوم کلمات نسبت به هجای اول موفق‌تر بودند، اما این تفاوت‌ها از نظر آماری معنی‌دار نبودند. نتایج همچنین نشان داد که شرکت‌کنندگان این مطالعه تأکید کلمات انگلیسی را در اسم‌ها نسبت به افعال صحیح‌تر انجام دادند. با این حال، این تفاوت‌ها از نظر آماری معنی‌دار نبودند. این مطالعه همچنین نشان داد که شرکت‌کنندگان ذاتاً تمایل داشتند عادت زبان اول خود را انجام دهند و هجای آخر کلمات انگلیسی را تأکید کنند. اگرچه شرکت‌کنندگان این مطالعه به ۲۰ نفر محدود بودند، نتایج حاصل از مطالعه میرزاوند (۲۰۱۵) که نشان می‌داد اکثر فارسی‌زبانان ایرانی زبان اول تمایل به تأکید بر هجای پایانی کلمات انگلیسی دارند، گسترش یافت و با مطالعه وفایی (۲۰۱۳) که نشان می‌داد اکثر شرکت‌کنندگان فارسی‌زبان ایرانی بر هجای اول کلمات تأکید می‌کنند، در تضاد بود. نتایج همچنین نشان داد که فارسی دری زبان اول و فارسی زبان اول
گویشوران اندونزیایی در اعمال صحیح استرس کلمات در کلمات سه هجایی مشکل دارند. از آنجایی که اکثر شرکت‌کنندگان با کلمات سه هجایی مشکل بیشتری داشتند، این مطالعه نشان می‌دهد که معلمان می‌توانند در کنار سایر زمینه‌های یادگیری زبان انگلیسی، بیشتر بر این جنبه‌ها تمرکز کنند. این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که معلمان می‌توانند توجه بیشتری به دانش‌آموزان داشته باشند تا آگاهی آنها را از قوانین و الگوهای استرس کلمات انگلیسی افزایش دهند. مطالعات آینده ممکن است بیشتر بر روی صداهای مصوت، طول و ارتفاع در میان گویشوران فارسی زبان دری که زبان اول آنها در زبان فارسی است، تمرکز کنند، که می‌تواند موانعی در اعمال صحیح استرس کلمات انگلیسی باشد.
این مقاله قبلا در یکی از ژورنال های سویدن نشر شده که خلاصه‌ی آن به فارسی اینجا منتشر شده است.
مقاله‌ی اصلی را از طریق لینک زیر مطالعه نمائید.
https://www.diva-portal.org/smash/record.jsf?pid=diva2%3A1937271&dswid=5459